على محمدى خراسانى

101

شرح كفاية الأصول (فارسى)

باشد و دروغ مصلحت‌آميز ، بهتر از راست فتنه‌انگيز است . 3 - تعدادى از عناوين هم نظر به ذاتشان نه حسن و شايسته هستند و نه قبيح و ناپسند ؛ بلكه حسن يا قبح آنها صددرصد به وجوه و اعتبارات است ، يعنى به يك اعتبار و با يك وجه و تحت يك عنوان ممكن است حسن باشند و به اعتبار ديگر و تحت عناوين ديگر ممكن است قبيح باشند . مثلا ضرب اليتيم به عنوان خاصّ خودش نه حسن است و نه قبح در صورتى كه معنون به عنوان تأديب گرديد حسن مىشود و اگر به عنوان تشفّى و انتقام گيرى انجام گرفت ، قبيح مىگردد . ب ) افعالى كه ما انجام مىدهيم ، داراى اضافات گوناگون هستند . مثلا نماز اضافاتى به اجزاء دارد . اضافاتى به شروط دارد . اضافاتى به موانع دارد . اضافاتى به قواطع دارد . اضافاتى به مبطلات دارد . فى المثل مىگوئيم كه نماز با وضو ، نماز با ركوع ، نماز بدون قهقهه و . . . شكى نيست در اينكه ، اين اضافات نقش‌آفرين هستند ، يعنى برخى از آنها باعث مىشوند كه عمل و مأمور به معنون به عنوان حسنى گرديده و داراى مصلحت شود و بدنبال آن مطلوب مولى واقع شود و بدنبال آن بدان امر كند . برخى از اضافات ديگر سبب مىشوند كه عمل داراى عنوان زشت و نامطلوبى گردد . فى المثل قيام كردن و از جاى برخاستن به‌خودىخود كار مباحى است و حبّ و بغضى ندارد ؛ ولى اگر همين قيام اضافه و نسبت پيدا كرد مطلوب يا ناروا مىشود . مثلا هنگام ورود عالمى به مجلس بخاطر او از جاى برخاستيم ، همين عمل معنون به عنوان تعظيم مىشود و مطلوب مىگردد . يا جلوس و نشستن ، ذاتا نه حسن و رجحانى دارد و نه قبح و مرجوحيّتى ؛ ولى اگر همين جلوس در ارتباط با ورود شخصيتى به مجلس منظور شد و اضافه و نسبى با آن پيدا كرد و به قصد كوچك كردن آن شخصيّت انجام گرفت معنون به عنوان توهين و تحقير گرديد ، مبغوض و ناپسند مىشود . همچنين حركت كردن و گام برداشتن بدون اضافه به عنوانى كار مباحى است ؛ ولى اگر براى قدوم الحاج و الزائر باشد ، عنوان استقبال پيدا مىكند و مطلوب است . يا اگر براى جنازه‌اى باشد ، عنوان مشايعت و تشييع پيدا مىكند كه مطلوب است . پس بىشك اضافات نقش‌آفرين هستند و موجب حسن يا قبح عمل مىگردند .